فین‌تکخدمات مالی غیرمتمرکز

دیفای به رابط مالی پیش‌فرض تبدیل خواهد شد

دیفای وعده بازسازی سیستم­های مالی از پایه را داده است. این بازسازی از آزمایش‌های اولیه به سوی کاربردهای روزمره، نیازمند ارتقایی اساسی دارد

دیفای یا خدمات مالی غیرمتمرکز، همین حالا نیز روزانه میلیاردها دلار جابه‌جا می‌کند، به هر کسی اجازه می‌دهد در عرض چند دقیقه دارایی‌های جدید ایجاد کند و پاداش‌هایی ارائه می‌دهد که بانک‌ها توان رقابت با آن را ندارد. اما استفاده از برنامه‌های متعدد برای یافتن فرصت‌ها، بریج(bridge)، سوآپ(swap)، واریز و ردیابی موقعیت‌ها آن‌هم در حالی که باید با کیف‌پول‌ها، زنجیره‌ها و تنظیمات گس درگیر شد بیشتر شبیه یک شبیه‌ساز پرواز است تا یک انقلاب مالی؛ جایی که بیشتر خلبان‌ها روی باند سقوط می‌کنند.

اگر دیفای قصد دارد نظام مالی جهان را متحول کند، این پیچیدگی باید از میان برداشته شود. اما پاسخ فقط طراحی یک پروتکل جدید نیست، بلکه نیازمند معماری دوباره نحوه ساخت و استفاده از دیفای است. معماری‌ای که زیرساخت‌های بدون مالک و قابل ترکیب را با رابط‌های کاربری شهودی و محصول‌محور پیوند می‌دهد.

در این مسیر، دو لایه گمشده باید به ساختار دیفای افزوده شوند: ابرساختارها (Hyperstructure) و ابربرنامه­ها (Superapp)

ابرساختارها (Hyperstructure): پشتوانه اینترنتی پول

در قلب این معماری جدید، ابرساختارها (Hyperstructure)قرار دارند. مفهومی که نخستین بار توسط جیکوب هورن( Jacob Horne) مطرح شد: پروتکل‌هایی که استفاده از آن‌ها رایگان، حکمرانی بر آن‌ها ارزشمند و برای پایداری طولانی‌مدت طراحی شده‌اند. برای پشتیبانی از ابربرنامه‌ها، یک ابرساختار باید به سازندگان قدرت بدهد، در حالی‌که به کاربران و سرمایه‌گذاران پاداش می‌دهد. این ساختارها بدون نیاز به مجوز، غیرمتمرکز، و مشوق توسعه و به‌روزرسانی هستند. استفاده از آن‌ها رایگان است، اما مالکیت و حکمرانی بر آن‌ها همچنان ارزشمند باقی می‌ماند.

«ابرساختار» اثر پائولو سولری از نمای سطح زمین. شکل سمت راست، ساختمان امپایر استیت در همان مقیاس است.

ابرساختارها می‌توانند برای کاربردهای گوناگونی طراحی شوند؛ از پلتفرم‌های معاملاتی مانند یونی‌سوآپ(Uniswap) و کرو (Curve)گرفته تا شبکه‌های خالق‌محور مانند زورا( Zora)و فارکستر(Farcaster). این پلتفرم‌ها از پروتکل آغاز شدند و اکنون به اکوسیستم‌هایی تبدیل شده‌اند که زیربنای نسل بعدی برنامه‌ها یعنی ابربرنامه‌ها(superapp) را شکل می‌دهند.

مهم‌ترین گام بعدی، ساخت ابرساختار(hyperstructure) برای یکی از اساسی‌ترین وظایف پول است: رشد سرمایه.

 تاریخی‌ترین مسیرهای رشد ثروت از طریق پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و بازدهی همواره با مجوز و انحصار همراه بوده‌اند. کریپتو انتقال پول را بدون نیاز به مجوز ممکن کرد؛ اکنون نوبت رشد سرمایه است.

رشد سریع دیفای یک مشکل را نمایان کرد: مقیاس‌پذیری بازدهی. بسیاری از پروژه‌ها وابسته به APIهای متمرکز، نقش‌های ممتاز و فرآیندهای غیرشفاف خارج از زنجیره شدند. این مدل برای گروهی محدود از کاربران ریسک‌پذیر با دسترسی نهادی مناسب بود، اما با اصول اصلی کریپتو در تضاد است.

ابربرنامه‌ها(superapp): تجربه کاربری یکپارچه بر بستر غیرمتمرکز

در اینجا ابربرنامه (superapp) وارد صحنه می‌شود: برنامه‌ای که هرج‌ومرج پراکنده‌ی دیفای را به تجربه‌ای ساده و شهودی تبدیل می‌کند. تحقق این هدف، مستلزم زیرساختی اختصاصی برای لایه‌ی بازدهی است تا بتواند دسترسی گسترده‌تری فراهم کرده و دو چالش کلیدی را حل کند: کشف فرصت و اجرای عملیات.

در بخش کشف، ابربرنامه باید منویی جامع از فرصت‌های درآمدزا را به‌صورت خودکار و مبتنی بر داده‌های درون‌زنجیره‌ای مطمئن ارائه کند، بدون نیاز به تبلیغ یا درخواست لیست شدن در پلتفرم‌های متمرکز.

در مرحله اجرا نیز، باید فرایندهای پیچیده از پل‌زنی تا سوآپ و واریز را در یک تراکنش اتمی یکپارچه کند؛ به‌گونه‌ای که کاربران بدون مهارت فنی نیز از قابلیت‌های حرفه‌ای بهره‌مند شوند.

ساخت چنین سیستمی نیازمند تفکیک لایه‌ی محصول از زیربنایی کندتر، مقاوم‌تر و خنثی است. زیرساختی که هزینه سرمایه کمتری دارد و هر کسی می‌تواند بدون نیاز به مجوز، آن را اجرا، توسعه یا فورک کند در حالی‌که همچنان ویژگی‌های مدرن رقابتی را حفظ می‌کند.

دیفایی که حس فین‌تک دارد، اما با قلبی غیرمتمرکز

با استانداردتر شدن زیرساخت¬ها، عامل تمایز، (تجربه کاربری) خواهد بود. ابربرنامه‌ها زیرساخت خام را به محصولاتی واقعی و مورد نیاز تبدیل می‌کنند. کاربر برنامه را باز می‌کند و گزینه‌هایی مانند «برداشت فوری»، «پس‌انداز»، یا «بالاترین بازده» را می‌بیند. تنها با لمس یک گزینه، عملیات پیچیده به‌طور خودکار در پس‌زمینه انجام می‌شود. ابرساختار (hyperstructure) موتور است، اما ابربرنامه است که کاربران را جذب می‌کند.
اما این مسیر یک خطر هم دارد: اگر فقط به تجربه توجه کنیم و بی‌طرفی زیرساخت را قربانی کنیم، دیفای به فین‌تکی دیگر تبدیل می‌شود خزانه‌های متمرکز، ریسک‌های پنهان، و حکمرانی غیرشفاف. درست همان تهدیدهایی که ابرساختارها (hyperstructure) برای حل آن‌ها پدید آمده‌اند.
برخی می‌گویند کاربران به تمرکززدایی اهمیت نمی‌دهند؛ برخی دیگر معتقدند طراحی خوب می‌تواند تمرکز را توجیه کند. اما کریپتو هرگز برای آسایش لحظه‌ای خلق نشد؛ بلکه برای ایجاد قدرتی پایدار طراحی شد. اگر این اصل را فراموش کنیم، هدف را از دست داده‌ایم.

آینده: پولی که آرام است اما توقف‌ناپذیر حرکت می‌کند

در دهه ۲۰۰۰، کمتر کسی تصور می‌کرد که بتوان ویدئوی  4kرا به‌صورت استریم بر بستر یک پروتکل واحد و در چندین دستگاه اجرا کرد. اما امروز این امر عادی شده است. همین روند برای پول نیز تکرار خواهد شد. مردم نخواهند پرسید آیا از دیفای استفاده می‌کنند یا نه؛ فقط از پول استفاده خواهند کرد، بر بستری باز، ناپیدا و توقف‌ناپذیر.

دیفای به‌عنوان مجموعه‌ای از پروتکل‌های وصله‌پینه‌شده مقیاس‌پذیر نخواهد شد بلکه زمانی دیفای مقیاس‌پذیراست که به رابط مالی پیش‌فرض در جهان بدل شود. ابرساختارها (hyperstructure) پایه را می‌سازند و ابربرنامه‌ها (superapp) تجربه را. زمانی که این دو هماهنگ شوند، نتیجه نه فقط برنامه‌های بهتر، بلکه یک نظام مالی بهتر خواهد بود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بانک مرکزی داد همه را درآورد جنجال جدید آقای خاص فناوری- دعوای ایلان ماسک و ADL، نبرد حقوقی یا جنگ روانی؟